بیت کوین و رمز ارزها بار دیگر به صدر دادهها تازه رسانهها بازگشتند اما اینبار صحبت از قلع و قمع، کشف و جریمه سراسری تعداد زیادی از فارمها و مزارع استخراج بیت کوین در کشور بود که آخرین آن هم در گیلان بوقوع پیوست و دادستانی خبر از توقیف ۵۰۰ دستگاه ماینر به ارزش چهار میلیارد تومان در منطقه لوشان داد.مصرف برق مهمترین رکن در صنعت ماینینگ بشمار می رود و ایران بعنوان یکی از کشورهای دارای نرخ برق بسیار پایین حتی پای استخراجکنندگان خارجی را البته با لابیهای داخلی به خاک خود باز کرده است. آن دسته ا
برچسب:
نویسنده: مانی زارعیان
هر چند عمر کوتاه جورج اورول به او مجال نداد تا با ذهن درخشانش بیش از این در دنیا شگفتی بیافریند اما همین دو اثر «قلعه حیوانات» و «1984» کافی بود تا کتب این نویسنده پس از هفتدهه هرسال با تیراژ بالا منتشر شود.پیشتر روزنامه سازندگی در سرمقاله پرونده «برادر بزرگ زنده است» به دو پیشگویی پیامبرانه اورول برای عصر امروز پرداخت. اولی اشاره به اینکه کمونیسم و توتالیتاریسم جهان را فرامیگیرد هرچند که با تحولات دهه90 و فروپاشی شوروی و بلوک شرق، کمونیسم به اتمام رسید اما این هیولا در ذهن روشنفکران و عوام ز
برچسب:
نویسنده: مانی زارعیان

شهرستان مرزی بندر آستارا را باید به جهت دارا بودن موقعیت های منحصر به فرد، خاص ترین نقطه استان گیلان نامید. منطقه ای مرزی که پیشانی خاک سرزمینی کشورمان محسوب می شود و در این چند وقت اخیر علاوه بر مزیت های مختلف بندری و گمرکی، پتانسیل دیگری را در شناسنامه اقتصادی خود گنجانده و آن راه اندازی راه آهن آستارا – آستاراست.
درحالی که تکمیل خط ریلی در محور رشت – قزوین مدام شاهد وعده امروز و فردای مسئولان است، کیلومترها آن طرف تر بارانداز راه آهن آستارا میزبان تخلیه واگن های باری است که بصورت روزانه از مقصد روسیه و اروپای شمالی در آستارای ایران بارگیری می شود. خط ریلی که اثرات اقتصادی و سیاسی قابل توجهی بین ایران و جمهوری آذربایجان داشته و روابط سرد دو کشور که می رفت بنا به تحلیل هاآرتس به یک چالش امنیتی از طریق نفوذ اسرائیل در مرزهای شمالی کشور تبدیل شود را دگرگون کرد و الهام علی اف در دیدار اخیر با روحانی در حاشیه کنوانسیون خزر ابراز داشت که «طی ۵ سال اخیر با اعتماد کاملی که میان دو کشور ایجاد شده، روابط تهران – باکو به بالاترین سطح روابط ارتقاء یافته که با گذشته قابل مقایسه نیست و تکمیل طرحها و توافقات دو جانبه بویژه راه آهن رشت به آستارا را با سرعت پیگیری خواهیم کرد و مطمئن باشید هیچکس نمیتواند در روابط برادرانه دو کشور خدشه ایجاد کند.»
منتقدان بر این باورند که احداث راه آهن آستارا بیشتر به سود طرف آذری است و مسلم است که تا اتصال کامل خط ریلی رشت به آستارا، قادر نیستیم تا از تمام ظرفیت اقتصادی راه آهن بهره ببریم و شتاب در راه اندازی این پروژه بدون شک مرهون پیمانکار خارجی آن است و قطعا با وجود مشکلات اقتصادی امروز کشور، به این زودی ها شاهد پیچیدن سوت قطار در گیلان در صورت عدم مشارکت طرف آذری نبودیم. جمهوری آذربایجان در امتداد این پروژه نیز مشارکت خواهد داشت و 500 میلیون دلار یعنی پنجاه درصد هزینه ساخت راه آهن تا رشت را نیز تقبل خواهد کرد.
مرز ایران و جمهوری آذربایجان یکی از حلقه های کلیدی در کوریدور شمال-جنوب محسوب می شود که با تکمیل و اتصال به مرکز گیلان، میدان رقابت تجاری بزرگی را در منطقه رقم خواهد زد که مهم ترین دستاورد این کوریدور حمل بار از ۴۵ روز به ۲۰ روز کاهش پیدا کرده و راه آن نیز حدودا سه هزار کیلومتر کوتاه میشود و این انقلاب ریلی دستاورد مهمی در صنعت حمل و نقل منطقه در پی خواهد داشت.
از منظر چشم اندازهای منطقه ای یکی از کشورهایی که به شدت شکل گیری این کوریدور به سود آن خواهد بود هند است و دهلی نو به راحتی گوی سبقت را از چشم بادامی ها می رباید و با ترکیب شبکه ریلی و دریایی شمال به جنوب در برابر چین قد علم خواهد کرد که حضور سفیر هند و بازدید از راه آهن آستارا گواه اهمیت این منطقه برای سکانداران تجاری منطقه است. بدین طریق مسیری که میبایست با کامیون پیموده می شد اکنون سوار بر ریل از طریق ایران به روسیه می رسد و با تحول در تجارت اوراسیا، منابع مورد نیاز آسیای میانه نیز از کانال ایران تامین خواهد شد.
این تحولات از لحاظ اهمیت جغرافیای اقتصادی و ژئواکونومیک گواه باز شدن درب های جدیدی در حوزه تجارت و کسب و کارهای اقتصادی به روی کشورمان است و آنچه مسلم است گیلان و آستارا در این روند نقش کلیدی ایفا خواهند کرد و میبایست تا دیر نشده با تدارک چشم انداز و برنامه ریزی های لازم در مسیر بهره برداری صحیح از این ظرفیت بی نظیر برای توسعه استان و کشور گام پیش گذاشت.
راه آهن آستارا در ابتدای مسیر قرار دارد و بدون شک مطالبه مردم این است که اثرات اجتماعی وجود این ظرفیت ها برای ساکنان منطقه ملموس باشد. راه آهن این پتانسیل را دارد که در ادامه به ناحیه ای جهت خدمات لجستیک و با کارگاه و کسب و کارهای جانبی همچون فرآوری و بسته بندی، فرصت های شغلی بسیاری تولید کند.
همچنین ذکر این نکته ضروری می باشد که آینده از آن حمل و نقل ترکیبی است و آستارا می تواند با تکیه بر پتانسیل های بالقوه خود از راه آهن و بندر گرفته تا مرز ترانزیت و گمرک، نقش محوری در تحولات پیشرو داشته باشد.
ایمان رنجکش - سایت دیارمیرزا - 8 شهریور 1397

برچسب:
نویسنده: مانی زارعیان

سه سال از قرار گرفتن کلانشهر رشت در فهرست شبکه شهرهای خلاق یونسکو میگذرد. عنوانی که به جهت تنوع و سلیقه غذایی به پسوند رشت اضافه شد و در کنار اصفهان که در حوزه صنایعدستی موفق به کسب این لقب شد، بعنوان تنها نمایندگان ایران در جمع 116 شهر خلاق جهان قرار گرفتند.
همواره تنوع غذایی حیرتآور رشت زبانزد عام و خاص بوده که این اتفاق بدون شک یکی از مهم ترین دستاوردهای رشت و گیلان در حوزه گردشگری در طی سال های اخیر بشمار میرود و این ظرفیت جدید در حوزه دیپلماسی شهروندی روزنه خوبی برای شهر رشت در تقویت توریسم و جذب سرمایهگذاری های بینالمللی می توانست بدنبال داشته باشد.
اما آنچه که در عمل اتفاق افتاد هیچ تناسبی با چشم اندازهای تعریف شده نداشت. تصاحب چنین برندی برای رشت در حوزه جهانی، این کلانشهر را وارد کشمکش هایی در حوزه مدیریت شهری کرد که همچنان حرف و حدیث های پیرامون آن ادامه دارد و این ایام با توجه به در پیش رو بودن میزبانی رشت از 80 کشور جهان در آذرماه سال جاری در راستای سلسله برنامههای یونسکو، وارد فاز جدیدی از جدالها و گفتگوهای رسانهای شده است.
منتقدان برگزاری این برنامه در بدنه شورایشهر با مطرح کردن این پرسش که «شهرخلاق خوراک تاکنون چه دستاوردی برای رشت داشته» سعی در تخطئه کردن برنامههای تدارک دیده شده هستند. بدون شک رشت همواره چوب اقدامات جزیرهای و منفعتطلبانه متولیان آن را خورده و اکنون که این ناهماهنگی موجب شده تا این برند جهانی در آستانه از دست رفتن باشد، بجای حمایت از برگزاری این نشست بزرگ که میتواند امتیازات منفی یونسکو به رشت را جبران نماید، بار دیگر فضای جدیدی از تخریب را کلید زدهاند تا به مقاصد دیگری برسند.
این افراد بجای پرسشگری باید پاسخگو باشند که اگر رشت تاکنون نتوانسته دستاورد قابل توجهی از این برند جهانی داشته باشد، مقصر اصلی همین افراد هستند که بجای اینکه هر یک برنامهای در راستای تقویت رشت در فرصت ایجاد شده ارائه دهند، با سناریوهای غیرمنطقی فرصتهای توسعه شهر را به یغما بردهاند.
مشکلات مالی و بدهیهای کلان هیچ موقع دست از سر شهرداری رشت بر نداشته و اکنون شما به این ناملایمتیها، شهرداری بدون شهردار را هم بیافزایید اما بهانهها نمیتواند دلیل قابل اقناعی برای برهم زدن چنین برنامهای باشد و در طول سه سال اخیر این اولین اقدام عملیاتی مهمی بوده که قرار است در رشت برپا گردد همانطور که اصفهان سال آینده میزبان همایش شهرهای خلاق خواهد بود. این کارشکنی ها در حالی رقم میخورد که رقابت شدیدی میان مدعیان و شهرهای عضو شبکه به عنوان مقاصد گردشگری با تکیه بر خلاقیت حاکم است اما در شهر رشت متولیان امر که میبایست به ارائه راهکار یا حتی الگوبرداری از تدارکات سایر کشورها در راستای تقویت اقتصاد شهر متمرکز باشند، به سنگاندازی مشغول اند.
شهر خلاق چه بخواهیم چه نخواهیم یک برند جهانی و فرصتی مغتنم برای پیشرفت پایدار شهری است و این در معرض توجه قرار گرفتن رشت در حوزه بین المللی با کمی برنامهریزی هدفمند خواهد توانست ارزش افزوده بالایی را تولید و اقتصاد شهری را متحول کند که این مهم تنها در گرو همگرایی تمامی ارکان شهری به دست خواهد آمد.
بدون شک پشت در نگه داشتن مهمانان و سرمایهگذاران 80 کشور جهان در عرف بینالمللی جایگاهی نداشته و این رفتار ما در آن سوی مرزها بازتاب جالبی در پی ندارد. نکته قابل تامل آنجایی است که بسیاری از شهرها در تقلای کسب برندی برای منطقه خود هستند اما در رشت فرصتها را یکی پس از دیگری بر باد می دهند!
ایمان رنجکش - دوهفته نامه خط آخر - نیمه اول مهر ماه 97

برچسب:
نویسنده: مانی زارعیان

شاید وقتی ده سال پیش که بیت کوین و به تبع زیربنای آن یعنی فناوری بلاکچین توسط غولهای بعضا پنهان صنعت آی تی خلق شد، کسی فکرش را نمی کرد این جایگزین پول های سنتی بتواند از یک سرگرمی برای برنامه نویسان به انقلاب و تحولی عظیم در دنیای تکنولوژی و فناوریهای مالی تبدیل شود.
ابهام و سوالات نزد افکار عمومی در مورد ماهیت ارزهای دیجیتال مخصوصا بیت کوین و اتریوم فراوان است. اینکه چگونه این فرآیند بدون پشتیبانی هیچ دولت و حاکمیتی توانسته راهی جدید بگشاید و در اقتصاد جهانی تاثیر شگرف داشته باشد، شما را ارجاع می دهم به کتاب «ساخت واقعیت اجتماعی» اثر پروفسور جان ر. سرل که می نویسد: « چگونه ممکن است در جهانی که به تمامی ذرات فیزیکی قرار گرفته درون میدان های نیرو تشکیل شده است، جهان عینی پول و دارایی، ازدواج، دولت، فوتبال، انتخابات و دادگاه وجود داشته باشد؟! بخش هایی از جهانِ واقعی هست که فقط به واسطه توافق انسانها واقعیت به شمار می آید. یعنی بعضی چیزها فقط به این علت وجود دارند که ما معتقدیم وجود دارند. منظور چیزهایی نظیر پول و دارایی و دولت و ازدواج.»
با تفسیر فوق، نباید درک چگونگی فعالیت ارز دیجیتال بعنوان پولهای غیرمتمرکز اینترنتی که ویژگیهای مشابه پول فیزیکی را دارا هستتند آن چنان سخت باشد با این تفاوت که تراکنشهای انتقال سرمایه را به صورت آنی، بدون مرز و واسطه بین افراد انجام می دهند.
ناشناس بودن معاملهگران و بانیان بیت کوین عامل اصلی گریزان بودن دولتها از مشروعیتبخشی به آن بوده است و در بسیاری از کشورها خرید و فروش این ارز ممنوع بوده و در برخی نقاط هم مقررات خاص خود را دارد اما آنچه مسلم است ارز دیجیتال در تمام این سالها بر پایه بیقانونی جلو رفته است.
وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت دوازدهم سال گذشته برای اولینبار با نقد رویکرد انفعالی درباره فناوری ارز دیجیتال خواستار بررسی و تایید این حوزه به نظام بانکی کشور کشور شد که تنها پنج روز پس از اعلام موضوع از سوی وزیر، فراخوان همکاری نخبگان برای طراحی و اجرای ارز دیجیتال ملی منتشر شد.
پس از چراغ سبز دولت، این مهم با ورود بانک مرکزی همراه شد و با وجود ارائه مصوبهای مبنی بر ممنوعیت مبادله بیت کوین، اما تبدیل این ارز در صرافی های کشور به پول فیزیکی با هیجان خاصی پیگیری می شود که نشان میدهد قانون در این باره سکوت کرده یا همان برخوردی را دارد که در قبال استفاده کاربران از فیلترشکن داشته است. که این موضوع بار دیگر با واکنش آذری جهرمی مواجه بود و اعلام کرد که مصوبه بانک مرکزی به معنای ممنوعیت یا محدودیت بکارگیری ارز دیجیتال در توسعه داخلی نیست.
پس از این ماجرا اتفاقات دیگری نیز به وقوع پیوست و آمادهسازی مدل آزمایشی ارز دیجیتال ایرانی و موافقت دولت با ماینینگ و دستگاه های استخراج ارز دیجیتال بهعنوان صنعت از مهم ترین این عناوین بود.
نکتهای که باید مورد توجه قرار گیرد اینکه بیت کوین و اتریوم بعنوان کریپتوکارنسی های شاخص و قدرتمند با رویکرد غیرمتمرکز، محدود به کشور و جغرافیای خاصی نیستند و این ارزها هم تنها قطره ای از دریای بازار ارزهای دیجیتال هستند و هر کشور و منطقه ای خواهد توانست ارز رمزنگاری شده مختص خود را داشته باشند. همانطور که ونزوئلا هم با تکیه بر پشتوانه نفتی ارز «پترو» را رونمایی کرد که برای فرار از بحران اقتصادی و عدم توان در پرداخت بدهیها، دولتمردان رو به ارز دیجیتال آوردند تا بدین طریق افت ارزش پول داخلی این کشور در برابر دلار را جبران و تحریمهای ایالات متحده آمریکا را کم اثر نمایند.
اما ارزهای دیجیتال در ایران چندی قبل با گزارش یک نهاد دولتی آمریکایی خبرساز شد که ایران درصدد خنثیسازی تحریمهای مالی آمریکا با استفاده از ارزهای دیجیتال است. موضوعی که با توجه با موج جدید تحریمهای آمریکا چندان دور از ذهن نیست که دولت جمهوری اسلامی در کنار اتحادیه اروپا چنین روشهایی را برای گریز از تحریم انتخاب کند.
درباره ارز رمزنگاری شده ملی در ایران باید یادآور شد که این مهم با پشتوانه دولتی بیشتر آسیبزا خواهد بود چرا که اعتماد مهم ترین عنصر فعالیت در این عرصه است و اگر بیت کوین و اتریوم توانستند به چنین جایگاهی دست یابند؛ بواسطه زمان، موقعیت خود را اثبات نموده اند و در ظاهر هم که شده تاکید دارند وابسته به هیچ جایگاهی نیستند حتی با اقداماتی همچون مطرح کردن نامی خیالی بنام ساتوشی ناکاتومو بعنوان بنیانگذار بیت کوین که اصلا وجود خارجی ندارد با این باور که اگر افکار عمومی ذرهای متوجه میشد که این ارزها متعلق به دولت و شخص خاصی است به سرعت آن را از رده خارج میکردند. حال شما شرایطی را در نظر بگیرید که وزیر ارتباطات سخن از ارز دیجیتالی به زبان میآورد که قرار است توسط دولت رونمایی شود و با توجه به بی اعتمادیهای موجود در جامعه گویا مردم از همین حالا ارز دیجیتال ریال را از رده خارج کردهاند! آن هم ارزی که قابلیت استخراج عمومی نخواهد داشت.
آنچه مسلم است فناوری بلاک چین و ارز دیجیتال که میتوان آن را بزرگترین اختراع 500 سال گذشته حوزه مالی بشر نامید، در امتداد مسیری است که انقلاب آی تی، دنیا را به سمت آن هدایت می کند. چشم اندازی که باعث شد بیت کوین چند سِنتی اکنون 6500 دلار ارزش داشته باشد و بدون شک آینده اقتصادی و مالی جهان نیز در سیطره معادلات این تکنولوژی خواهد بود. آیندهای متفاوت با بازیگرانی متفاوت که روز به روز از اقتصاد و سرمایهگذاری با شیوه سنتی خود بیشتر فاصله می گیرد و افقهای جدیدی را در این عرصه نمایان میسازد. ما نیز باید با پیشروی و بهره گیری از دانش روز بوسیله استارت آپ ها و فعالان اقتصادی در کنار آگاهسازی از تهدیدات در این مسیر همراه شویم چرا که هر ساعت تعلل در استفاده از دانش و ظرفیت های بالقوه این حوزه قابل جبران نخواهد بود.
ایمان رنجکش - سایت گیل خبر - 21 آبان 1397

برچسب:
نویسنده: مانی زارعیان

دهه 20 مصادف بود با اولین جرقه فعالیت جریان های دانشجویی کشور که در همان سال های آغازین خود پس از گذشت 65 سال همچنان یکی از مهم ترین رخدادهای تاریخ معاصر ما را تشکیل می دهد. 16آذر 1332 که کماکان مقدم ترین واقعه تحولات دانشجویی قلمداد می شود و استبدادستیزی و استقلال به عنوان ارکان اصلی شکل گیری آن عنوان شده و واقعه ای است که می توان ریشه های شکل گیری انقلاب اسلامی را در همان راهروی خونین دانشگاه تهران در سال 32 پیش از اهدای دکترای افتخاری به ریچارد نیکسون آن هم در اشغال مشهود نیروهای نظامی جستجو کرد.
فرای از تعاریف گوناگون برای نمادگذاری های این واقعه تاریخی، روز دانشجو و فعالیت در محیط دانشگاه فرصتی است تا این قشر مطالبات اساسی اعم از آزادی و حقوق اجتماعی و سیاسی را در دانشگاه و جامعه پیگیری کنند.
اما فضای کنونی دانشگاه با ورود نسل جدید نسبت به دو دهه گذشته تحول بسیاری یافته است و تحلیل صحیح آن مستلزم ارتباط نزدیک و شناخت دقیق از نیازها و برخوردهای اجتماعی آنان است که از جنبه های مختلف نسل فعلی را نسبت به گذشتگان متمایز میسازد.
دانشجویانی که عمدتا از تریبون دانشگاه قصد دارند در جریان تحولات اجتماعی و سیاسی نقش داشته باشند بدلیل نبود عدالت آموزشی با دست اندازهایی که عواملی همچون کنکور ایجاد میکنند، مشکلات معیشتی، سنگ اندازی عوامل و نهادهای درونی و بیرونی دانشگاه و رقابت و رویکرد انفعالی بر سر مسائل پوچ در تشکل ها، ناخودآگاه موجب می شود آنان روندی را در پیش بگیرند که نه تنها در آن خبری از دغدغه های جامعه نیست بلکه دانشجویان تنها این کرسی را سکوی پرتابی برای منافع شخصی قلمداد می کنند و این نگرش بوجود می آید که اگر در گذشته فعالیت دانشجویان منجر به تحرکات عظیمی در جامعه می شد اکنون تنها با نیت مقاصد سیاسی شخصی پیگیری می شود و بنا به تعبیری دانشجو از جامعه عبورکرده است.
مقصر اصلی در پشت پا زدن به مسئولیت اجتماعی تنها دانشجویان نیستند بلکه محیطی است که در این چند سال اخیر فضای دانشگاه را به سوی کم رغبتی به دغدغه های اصلی و سیاست زدایی هدایت کرده و بعنوان مثال مراسم های روز دانشجو در برخی مناطق که با وجود تشنه بودن نسل جدید به حضور در برنامه های آن، بجای آنکه میبایست تاثیرپذیرفته از شرایط آرمان خواهانه آن ایام باشد تبدیل به اجرای برنامه های مضحکی همچون استندآپ کمدی و جنگ شادی و امثالهم می شود که با روحیات 16آذر منافات اساسی دارد!
تمام این موارد دست در دست هم میدهد تا جمله معروف «دانشگاه زنده است» در مسیر دیگری هدایت شود و نگرانی از آینده پرالتهاب، دغدغه مندان بسیاری را از قطار مسئولیتِ اصلاح جامعه پیاده خواهد کرد.
ایمان رنجکش - سایت دیارمیرزا - 16 آذر 1397

برچسب:
نویسنده: مانی زارعیان
برچسب:
نویسنده: مانی زارعیان

طی چند روز اخیر حواشی بسیاری پیرامون مطرح شدن اجرای «قانون منع بکارگیرى اسامى و اصطلاحات بیگانه» توسط هشت نفر از یازده عضو شورای شهر رشت ایجاد شده است. در این قانون که رضا رسولی نایب رییس شورا برای اجرای آن در رشت پیشگام شده آمده است : «افرادی که علاوه بر زبان فارسی به یکی از زبانهای خاص اقلیت های دینی شناخته شده در قانون اساسی یا گویشهای محلی و قومی رایج در بعضی مناطق ایران سخن میگویند، مجازند از اسامی خاص متعلق به آن زبان یا گویش در نامگذاری محصولات و مؤسسهها و اماکن مربوط به خود درهمان مناطق استفاده کنند.»
اگر بخواهیم به خاستگاه و چرایی اجرای این طرح بپردازیم، تنها کافی است قدمی در خیابان های گیلان خصوصا رشت بزنید و با سیل گسترده تابلوها و مراکزی مواجه می شوید که گویی اینجا اصلا گیلان نیست که نامها و معماری های عجیب و غریب و همچنین استفاده از اسامی بیگانه با فرهنگ بومی و حتی ایرانی مواجه می شویم و بار دیگر زنگ هشدار مهاجرت های بی رویه به استان گیلان را به صدا در می آورد. مهاجرتی که فرای از تهدیدات گوناگون، هویت بومی منطقه را دست خوش تغییرات اساسی خواهد کرد. مسئله ای که چندی قبل وزیر کشور نسبت به آن هشدار داد و مهاجرت از شهرهای دچار خشکسالی به استانهای مرکزی و شمالی را در حال افزایش بی رویه دانست که کشور را دچار یک جابجایی و مهاجرت جمعیتی بزرگ خواهد کرد.
فاجعه به حدی جدی است که پیشتر یکی از نشریات محلی، از گیلان بعنوان فلسطین دوم یاد کرد با این توصیف که «در سراسر گیلان همه جا زمین برای فروش گذاشته شده و حرص زمین خواری از یک طرف و فقر و نیاز زارعان گیلانی از سوی دیگر چنان به هم تنیده که خود روستاها به طور یک پارچه و شش دانگ خرید و فروش می شود و زارعان که خود صاحبان اصلی زمینند، بدل به خوش نشین و عمله کار و سرایدار و باغبان این تازه واردان شده اند. دور نیست دو سه دهه که از این ماجرا بگذرد فرزندان این مالباختگان و از دست دادگان زمین تیرکمان و «سنگ انداز» بدست گیرند و پنجره این و آن ویلا را بشکنند و گیلان ، فلسطینی دیگر شود.»
بحران خشکسالی و کمبود آب، جستجوی شغل و اوضاع اقتصادی در شرایطی قرار گرفته که از گوشه و کنار کشور زمزمه های تلخی به گوش میرسد و از هر غنی و فقیری میشنویم که میخواهد به شمال مهاجرت کند. حتی وقتی به سرچ گوگل نگاه می اندازیم، نمودارها حکایت از بیشترین جستجوی انجام شده با مضمون «مهاجرت به گیلان» دارند.
حساب آن دسته از مهمانان قدرشناس به کنار، اما گروه هایی هم هستند که فرصت های گیلان را همانطور که خود اعلام می کنند به چشمی همچون تایلند و ماداگاسکار میبینند! و نه تنها احترام صاحب خانه را نگه نداشته بلکه با ادبیاتی غیرقابل پذیرش خود را مالک و صاحب همه چیز می دانند.
ماجرای به تاراج رفتن زمین های روستایی گیلان و ویلاسازی، چندی قبل با انتشار تصاویر هولناک شهرک زاینده رود در فومن توسط اصفهانی ها و تبلیغ در شبکه های خودشان نمود عینی یافت. منتقدان بر این باورند با ورود عظیم جمعیت مهاجر، در بین ساکنان منطقه این دیدگاه را بوجود می آورد که فرد مهاجر جای آن ها را تنگ تر کرده و فرصت هایی اعم از شغلی و اجتماعی را از بومیان سلب می کند. تحلیلی که با مشاهده وضعیت شغلی و اجتماعی استان کاملا درست به نظر میرسد.
نگارنده پیشتر با انتشار یادداشتی تحت عنوان «گیلان در گازانبر مهاجران» تهدیدهای فعلی و آینده را تاحدودی تشریح کرده بود. هجمه به اجرای قانون ممنوعیت بکارگیرى اسامى و اصطلاحات بیگانه در رشت (که در ابتدا اشاره به هیچ زبان و قوم خاصی نشد) از سوی رسانه های منتسب به فعالان پانترکی شدت گرفت. گروه هایی که اگر به خاستگاه فعالیت های آنان رجوع کنیم، سودای تجزیه طلبی و الحاق گری و رسیدن به رویای آذربایجان جنوبی را در سر می پرورانند که در جریان حواشی گردنه حیران آستارا، چهره اصلی خود را به نمایش گذاشتند که از ابتدا بدنبال چه اهدافی بودند. این رفتارهای شوونیستی حکایت از برنامه ریزی های هدفمندی دارد که بیشتر عناصر خارج نشین آن را هدایت میکنند. حتی در داخل استان کانال ها و گروه هایی با عناوینی همچون کانون فرهنگی مذهبی آن هم با مجوز رسمی! سعی در برافزوختن تنش و اختلافات قومیتی دارند که بیش از پیش ابهامات بسیاری را پیرامون ماهیت این حواشی مطرح می کند.
در بحث پانترکیسم و تهدیدهای آن که حسابی امروز در کشور خصوصا گیلان داغ است جا دارد گریزی بزنیم به کتاب «پانترکیسم یک قرن در تکاپوی الحاق گری» اثر جیکوب لاندو که بخشی از آن می نویسد: «بدیهی است که پان ترکیسم در واقع با دشمنی و مقاومت تمامی کشورهای همجوار جهان ترک رو به رو خواهد شد. روسیه، چین، ایران، بلغارستان، یونان و افغانستان اقلیت های ترک قابل توجهی دارند و هرگونه حرکت به سوی وحدت ترکی را تهدیدی برای تمامیت ارضی خود قلمداد خواهند کرد. به دلیل همین پیش داوری ها و دشمنی هاست که پان ترکیسم ناچار است به شیوه ای تدریجی و محتاطانه تکامل پیدا کند. در اینجا باید آنچه را که «اصل ختنه» می نامیم به کار گرفت. در جریان ختنه، کودک را با اسباب بازی، شکلات، شیرینی و نقل و نبات سرگرم می کنند، اما هنگامی که آن اتفاق گریزناپذیر روی دهد، گریه کردن یا مقاومت فایده ای ندارد. برهمین اساس توصیه می شود که در جریان مرحلۀ نخستین، ملت های ترک تبار بیشتر بر استقرار روابط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی میان ترک ها تاکید کنند. اهداف سیاسی را باید تا مرحلۀ بعد به تعویق انداخت!» دکترینی که خواسته یا ناخواسته در دستور کار تمامی قوم گرایان قرار دارد.
تغییر زبان و هویت تنها با سناریویی از پیش طراحی شده قابل دستیابی است. در حالی که زبان گیلگی در بستر احتضار قرار دارد و امروز جدای از آستارا وقتی به تالش و مراکز عمومی آن مراجعه میکنید دیگر کسی به زبان و هویت بومی تالشی آشنایی ندارد بعنوان مثال در ورزشگاه فوتبال بازی های چوکا تالش که یکی نمادهای هویتی این منطقه را شکل میدهد تمامی تماشاگران و لیدرها به ترکی صحبت میکنند و حتی نمیتوانند چند شعار به تالشی سردهند که این مثال نشان از تهدید جدی است که سایر استان را هم تهدید میکند.
حال که این حواشی در زمین شورای شهر رشت پیگیری می شود جالب است تجدید خاطر کنیم به دوران فعالیت های انتخابات پنجمین دوره شورای اسلامی شهر رشت که گروه های مختلف مردم رشت لیست های آذری زبانان را تحریم کردند و مانع از حضور غیربومی ها در پارلمان شهری شدند.
اکنون هم که گامی کوچک برای حراست از زبان و هویت گیلان در رشت قرار است اجرا شود، مشاهده میکنیم که چه نیروی عظیمی از رسانه گرفته تا افراد صاحب مسئولیت با آن مقابله میکنند. همان نیروی که با نفوذ خود توانست جلوی احداث دروازه گیلان در گردنه حیران و یا بازپس گیری راهداری از استان اردبیل را بگیرد. استانی که نه میتواند در راستای قانون برای زبان و هویت بومی خود تلاش کند و نه اینکه اختیار نصب دروازه و المان حتی در ورودی شهرهای خود ندارد و این نگرش تک بعدی به یک قوم و نادیدن گرفتن اقوام دیگر که از قضا وارثان حقیقی سرزمین خود هستند، نزد افکارعمومی جای سوال و تامل فراوان دارد.
اما در پایان به یک نکته دیگر باید اشاره کنیم که سرزمین ایران، رنگین کمانی از اقوام و قومیت های وفاداری است که با درک صحیح از همبستگی در طول تاریخ موجب ثبات و پایداری این سرزمین کهن شدند اما آنچه که موجب بروز چنین دیدگاه هایی میشود، نادیده گرفتن ظرفیت های همبستگی و انسجام اجتماعی و همچنین بی تدبیری در برخی سیاست گذاری هاست. تمامی اقوام ایرانی نشان داده اند که در مسیر خط صیانت از حریم کشور هیچ گاه نگاه قومیتی نداشته و یکپارچه در کنار یکدیگر در مقابل هجمه ها ایستادگی کردند و شاید بهترین نمونه آن همین دوران پر افتخار دفاع مقدس بوده است که کرد و لر و بلوچ و گیلک و ترک و... هرگز به افتراق نیندیشیدند و امروز نیز نیاز جامعه توجه به اشتراکات و کنار یکدیگر بودن به دور از نگاه های افراطی تجزیه طلبانه است که خاستگاه بیرون از مرزهای ایران دارد.
ایمان رنجکش - روزنامه معین - 8 بهمن 1397

برچسب:
نویسنده: مانی زارعیان

این روزها جدال بر سر نهایی شدن اجرای طرح انتقال آب دریاچه کاسپین به سمنان به یک جنگ رسانهای تمام عیار در شمال کشور تبدیل شده است. موضوعی که بوسیله هشدار کارشناسان با دست پسزده می شود و با اصرار مسئولان با پا پیش میکشند.
گردوخاک ماجرا با اعلام خبر ردیفدار شدن انتقال آب کاسپین در لایحه بودجه توسط نماینده سمنان آن هم در بحبوحه سفر استانی روحانی به گیلان بلند شد. رییسجمهوری که پیشتر در سفر به زادگاه خود قول نهایی انتقال آب خزر به کویر را داد و از نظر دولت آن را بدون مشکل خواند. طرحی با قدمت 25ساله در کشور با سناریو پرکردن کاسه کویرهای ایران از آب که در زمان دولت معجزه هزاره سوم مجددا به غلتک افتاد و کارفرمایان خاص را برای اجرایش علاقهمند ساخت. سناریو کلی بدین شکل است که آب از ساری به سمنان و بعد به مناطق مرکزی برده میشود و با احتساب رقم نجومی میلیون مکعبی و نمک زدایی آن، قابل شرب و کشاورزی خواهد بود.
ورای از تهدیدات اکوسیستم دریاچه، سوءمدیریت، چالش زیستمحیطی و آلودگیهایی که طی سالهای اخیر کاسپین را به بیمار در بستر احتضاری که کارشناسان خبر مرگش را دادهاند تشبیه میکنند و پسروی آب در خلیج گرگان و آشوراده، مهر تاییدی بر تهدیدات پیشروست. اینکه دولت حتی در ظاهر هم هیچ استدلال منطقی برای بحث انتقال آب ارائه نمیکند و تنها با این عنوان که «انتقال آب از نظر دولت بلامانع است» آب پاکی را روی دست افکار عمومی میریزد. این اقتدارگرایی تاحدی است که آخرین پسلرزههایش مطرح شدن برکناری پروین فرشچی معاون سازمان حفاظت محیط زیست بدلیل مخالفت با اجرای طرح بود. درحالی که سفر استانی و سخنرانی اخیر رییسجمهور در جمع گیلانیان در لاهیجان بهترین فرصت برای اقناع افکارعمومی بود اما روحانی حتی نخواست تا مستقیم به بحث انتقال آب اشاره کند. کنار هم چیدن پازل انتقال آب نشان میدهد که عملا دولت فاقد برنامه منطقی برای چنین مسائلی است و تلاش میکند تا ماجرا را به صورت موقت و فرمالیته حل نماید. با بکارگیری این روش شاید حتی در ابتدا مردم سمنان ابراز خشنودی کنند اما در دراز مدت ساکنان هر دو منطقه دچار بحران خواهند شد و اپیدمی وار مشکلات افزایش میابد. همانند چالشهایی که پس از انتقال آب اصفهان به یزد، آب کهکیلویه به نواحی جنوبی و یا تنش انتقال آب کارون بوجود آمد.
موضوعی که موجب شکل گیری کمپین های متعدد و از همین حالا فراخوانهایی در فضای مجازی با مضمون تخریب تاسیسات انتقال آب و شکلگیری زنجیرهانسانی به دور سواحل انتشار یافته که بیانگر دیگر تنشهای اجتماعی ناشی از آن است.
اما روی دیگر سکه که به چالش بزرگ دیگری در گیلان و شمال مبدل شده، بحث مهاجرت بر اثر کمآبی است. درحالی که مسئولان عملا فاقد راهحل برای مهار جابجایی بیرویه جمعیت در کشور هستند، شاید انتقال آب دریا تنها نکته مثبتی که میتواند داشته باشد اینکه شیب این مهاجرت گسترده و سرازیرشدن جمعیت از نواحی دچار بحران آب به گیلان و سایر استان های شمالی را کمتر کند.
مهاجرت بیرویه و شکلگیری تنش اجتماعی نرم در نقاط مختلف این استان ها موجب شده تا برای بومیان این تصور به وجود آید که موقعیتهای اقتصادی، شغلی و اجتماعی آنان بوسیله سیل گسترده غیربومیها در حال مصادرهشدن است و ادامه این مسیر هویت فرهنگی منطقه را دست خوش تغییرات اساسی میکند. پاستورنشینان شاخص در سفر اخیر به گیلان در کنار افتتاح راهآهن و دیگر برنامه ها میتوانستند بحث انتقال آب را با جلوگیری از مهاجرت بیرویه توجیه کنند. موضوعی که شاید قادر بود تا حجم گسترده ای از مخالفتها را تا حدودی اقناع کند اما دولت انگار بدنبال آن نبود.
تبعات بینالمللی و ورود دولتهای آن سوی قلمرو دریا و همچنین پیوستهای رژیم حقوقی خزر که دیگر جای خود. در هرحال آنچه از اظهارنظر پارلماننشینان گیلان و مازندران به گوش میرسد اینکه طرح به هیچ وجه توجیه اقتصادی در شرایط کنونی کشور ندارد. بودجه عظیمی برای اجرا خواهد بلعید و از نظر کندی اجرای پروژهها در ایران به عمر نوح نیاز دارد! حال شما وعده های به گل نشسته و هفتاد هزار پروژه بر زمین مانده کشور را هم بر آن بیافزایید.
ایمان رنجکش - روزنامه معین - 27 اسفند 1397

برچسب:
نویسنده: مانی زارعیان

این روزها فضای عمومی استان گیلان متاثر از جنجالهای رسانهای مبنی بر انتقال پسماندهای پتروشیمی خوزستان به شمال کشور و گیلان است که منجر به درگیری لفظی در میان گروههای مردمی و مسئولان شده است.
با فلاش بک و بررسی منبع منتشرکننده این خبر به مصاحبه مبهم پخش شده از سوی شبکه خبر توسط مدیرکل آب و خاک سازمان حفاظت محیط زیست میرسیم که در آن گفتگو از مضرات خطرناک ۱۷۰۰تن زباله پتروشیمی سخن به میان میآورد که قرار است برای بازیافت و امحاء از جنوب به گیلان و قزوین منتقل شود.
اما انتشار این گزارش ناقصِ یکدقیقهای پسلرزههای بسیاری در فضای رسانهای استان در پی داشت. قطعا با رصد اخبار رسانههای داخلی و خارجی حداقل یک بار هم که شده بحث فیک نیوزها یا اخبار جعلی به گوشتان خورده است. اصطلاح مورد علاقه رییس جمهور آمریکا این روزها در گستره محلی هم کاربرد بسیاری دارد.
بعنوان مثال برخلاف استفاده از محصولات غذایی تقلبی که میتواند تاثیرات مخربی بر سلامت جسمی ما داشته باشد، اخبار جعلی به صورت ویرانکنندهای افکار عمومی را مورد هدف قرار می دهد و موجب تاثیر بر باورها و در نتیجه اثرگذاری بر رفتار و واکنشها می شود.
با قیاس حواشی به وقوع پیوسته در استان گیلان به این نتیجه میرسیم که ماجرای پسماند پتروشیمی هم در دسته فیک نیوز جای میگیرد. داستان از این قرار است که یک گروه دانش بنیان گیلانی با تاسیس شرکتی در تاکستان قزوین و لوشان گیلان، پسماندهای آزمایشگاهی، باطری، فولاد گیلان و… را بازیافت میکنند. اتفاقی که تا پیش از این در خارج استان انجام میگرفت. این شرکت در مناقصه با سایر رقبای خود برنده اعلام میشود و قرار بر این شد که از ۱۷هزارتن پسماند پتروشیمی، ۵هزار تن به گیلان منتقل شود و با رعایت الزامات فنی، بازیافت شده و در صنایع دیگر از آن استفاده شود.
از آنجایی که مردم حوصله ریشهیابی اخبار را ندارند و از بد حادثه حتی رسانههای رسمی همچون صداوسیما مرجع فیک نیوز میشوند، این ماجرا منجر به ایجاد فضای احساسی و در ادامه قضاوتهای نادرست، تاثیرگذاری بر عمل افراد و در نتیجه تولید یک بحران شد. بدین طریق که هر فرد با مشاهده گزارش شبکه۶ سیما اینطور استنباط می کند که مثلا قرار است این پسماند با کامیون بار زده شده و در سراوان یا دریای کاسپین سرازیر شود! درحالی که شرکت راهاندازی شده توسط جوانان گیلانی برای تبدیل این پسماندها، نه تنها ضرری ندارد بلکه به لحاظ اقتصادی و اشتغال، ظرفیتی به سود استان میباشد.
مردم و شبکههای اجتماعی بعنوان بازیگران اصلی فیک نیوز در اتفاقی که در گیلان افتاد مورد سواستفاده افرادی قرار گرفتند که با بالارفتن از دیوار اخبار جعلی تلاش برای دیده شدن آن هم با انگیزه های سیاسی و انتخاباتی داشتند.
به نوعی که هر کس به صورت فردی کمپینی برای مقابله با این قضیه تشکیل داده و حتی نمایندگان مجلس با موجسواری بر فضای احساسی بوجود آمده سعی در جلب توجهات به سمت خود داشتند. نکته تامل برانگیزِ دیگر سخنان نمایندهای بود که خود در گذشته پیگیر راهاندازی کارخانه پسماند در حوزه انتخابیه خود بود اما تا فضای واکنشهای منفی را نسبت به این مسئله دید، بلافاصله رویه خود را ۱۸۰درجه تغییر داد و موضعی برعکس گرفت.
با توسعه عظیم فضای رسانهای و درگیرشدن کوچکترین مسائل روزمره مردم با این شبکهها، سونامی فیک نیوز بعنوان تهدید اصلی امروز این فضا شناخته می شود. بحرانی که جامعه ما هیچ آمادگی در مقابل آن ندارد و با ادامه رویه فعلی اثرات جبران ناپذیری بر افکار عمومی خواهد گذاشت.
بستر رشد فیک نیوز در جوامعی است که اعتماد و سرمایه اجتماعی در آنها رو به کاهش است و در کشور ما هم با توجه به مشکلات عدیده اقتصادی، این مهم بیش از پیش مورد تهدید قرار میگیرد.
بررسیها نشان می دهد که اشتیاق مردم به بازنشر اخبار جعلی ۷۰درصد بیشتر از اخبار واقعی است و سرعت انتشار آن نیز ۶برابر می باشد. بدین طریق خبر اولیه ماجرای پتروشیمی به سرعت نور منعکس می شود اما کسی اظهارات مدیرعامل شرکت بومی بیلیش در لوشان را که اظهار کرد «حتی یک گرم از این مواد نه سوزانده می شود و نه امحاء. سیاست و برنامه شرکت بر اساس قوانین محیط زیست صد در صد بازیافت بوده و هدف صادرات کالاست» دیده نمی شود.
اتفاق مشابهی که کمی پیشتر در شمال کشور افتاد، خبرپراکنی یک کانال تلگرامی معاند در موضوع جایگاههای سوخت بود که چنان تنشی در گیلان بوجود آورد که اطلاعرسانی صداوسیما وده ها رسانه استانی هم نتوانست صف های حاضر در پمپ بنزین ها را به خانه بازگرداند.
فیک نیوز در دسته بندی نوعی خبرنگاری زرد با پروپاگاندای مبتنی بر اطلاعات غلط یا حقه قرار میگیرد و در ایران هم کسب درآمد و مقاصد سیاسی از مهم ترین انگیزههای تولید اخبار فیک قلمداد می شود و در فقدان مرجعیت رسانهای در کشور و خلاء آموزش سوادرسانهای در میان آحاد جامعه، ما دچار بحرانهای جبران ناپذیری خواهیم بود که در سایه بیاعتمادی اجتماعی شکل می گیرد.
آنچه که موجب پررنگ شدن اتفاق فعلی در گیلان شد، دغدغههای زیست محیطی بود که پیشتر حول محور بحث انتقال آب دریای کاسپین و ماجرای احداث سدلاسک به وقوع پیوست. با بررسی انگیزههای پشت پرده بازنشر فیک نیوزهایی همچون پسماند پتروشیمی درمیابیم که نه تنها دغدغه زیست محیطی و منافع مردم در کار نیست بلکه افرادی در خارج از استان با هدف رقابت اقتصادی، تخریب فلان مسئول یا فلان گروه دست به جریحهدار کردن افکار عمومی می زنند و با مهندسی ذهن مردم و عملیات روانی سعی دارند به اهداف سیاسی و اقتصادی خود دست یابند درحالی که آنچه در پس پرده این فرصت طلبی قربانی می شود منافع عمومی است.
اینگونه فضای مجازی بعنوان مساعدترین زمین برای کشت فیک نیوز انتخاب می شود و از همه بدتر افرادی با پستها و استوریهای خود در این آلودگی اطلاعاتی سهیم می شوند که حتی از کوچکترین انگیزه های شکل گیری این فضا با خبر نیستند که بحث دپوی پسماند پتروشیمی در گیلان به هیچ وجه صحت نداشته و این بازی بود که رقبای اقتصادی خارج از استان با دلایلی خاص منعکس کردند.
آنچه مسلم است و در بازدید اخیر رسانه ها، فعالان محیط زیست و اساتید دانشگاه از واحد بازیافت پتروشیمی در لوشان رودبار مورد تاکید قرار گرفت، ضرورت احراز ملاحظات زیست محیطی و فنی با نظر کارشناسان و نمایندگان افکار عمومی بود تا مردم در محیطی شیشه ای از روند فعالیت ظرفیت های اشتغالزا و سودآور اقتصاد استان مطلع باشند و بدین طریق حاشیه آفرینی مافیایی و رقبای اقتصادی گیلان و رسانه های ترویج کننده فیک نیوز در خارج از استان نتوانند به سادگی افکارعمومی را مهندسی کنند.
ایمان رنجکش - 8 خرداد 1398

برچسب:
نویسنده: مانی زارعیان

بیت کوین و رمز ارزها بار دیگر به صدر اخبار رسانهها بازگشتند اما اینبار صحبت از قلع و قمع، کشف و جریمه سراسری تعداد زیادی از فارمها و مزارع استخراج بیت کوین در کشور بود که آخرین آن هم در گیلان بوقوع پیوست و دادستانی خبر از توقیف ۵۰۰ دستگاه ماینر به ارزش چهار میلیارد تومان در منطقه لوشان داد.
مصرف برق مهمترین رکن در صنعت ماینینگ بشمار می رود و ایران بعنوان یکی از کشورهای دارای نرخ برق بسیار پایین حتی پای استخراجکنندگان خارجی را البته با لابیهای داخلی به خاک خود باز کرده است. آن دسته از مردمی هم که دارای سواد تکنولوژی لازم هستند، فرصت را غنیمت شمرده و از ظرفیت فعلی برای سرمایه گذاری و فعالیت اقتصادی بهره جستند و جامعه ایرانی همانطور که در مسائلی همچون تاکسیهای اینترنتی و کسب و کارهای دیجیتال اقبال خود را نشان داد، اکنون بهرهبرداری از فناوری بلاکچین و داد و ستد در عرصه ارز دیجیتال را البته در زیر پوست خود تجربه میکند و اینگونه از روستاها بدلیل برق ارزان گرفته تا حاشیهشهرها بعنوان بهترین مکان برای فعالیت استخراج انتخاب شدند و کار به جایی رسید که برخی پای گاوداریها، مدارس و حتی مساجد را هم به این ماجرا باز کردند.
انگیزه برخورد طبق آنچه که در اخبار آمده، سوء استفاده از انشعاب برق و نگهداری کالای قاچاق عنوان میشود و به طور کلی تناقض ماجرا در دو حوزه انرژی و قضایی جالب توجه است. مقامات قضایی در حالی از قاچاق بودن کلیت دستگاههای استخراج ارز دیجیتال سخن به میان میآورند که نه تنها در حال حاضر امکان واردات رسمی بیت ماینرها وجود داشته بلکه ارز نیمایی نیز برای واردات این کالاها تخصیص میابد و حتی دستگاههای استخراج بیت کوین در لیست اقلام ممنوعه خردادماه سال ۹۷ یا همان کالاهای گروه ۴ قرار نگرفتهاند.
در حوزه انرژی هم مقامات وزارت نیرو بر این باورند که هر فارم معادل ۲۴ واحد مسکونی در سال برق مصرف میکند و راهکار آنها این است که مصرفکنندگان شناسایی و معادل برق صادراتی برای آنها محاسبه شود. وزیر ارتباطات هم بعنوان نماینده اصلی دولت در این حوزه باردیگر در همراهی در حد حرف خود، از قول صدور پروانه قانونی برای فعالان این حوزه خبر داد.
تا اینجای کار و به درازا کشیدن زمان، تنها حرف ساماندهی و ورود رمزارزها بر ریل قانون زده شده و بهانه سیاست نادرست در قیمت گذاری انرژی، چندگانگی نهادهای تصمیم گیر و سایه انداختن نگاههای امنیتی به این موضوع از دیگر چالشهایی است که به همراه موارد فوق باعث شده تا کماکان با گذشت مدتها از آغاز بکار این صنعت در ایران همه چیز به حالت معلق باقی بماند و هیچ دورنمایی از تصمیم قطعی برای فعالیت تماما قانونمند در حوزه ارز دیجیتال در کشور دیده نمیشود.
اما یک نکته مهم که در این شرایط روشن میشود؛ منافعی است که در پس پرده دوگانگی قانون و بیقانونی بیت کوین قرار دارد و آن ورود هدفمند دولتیها و شبهدولتیها و دیگر نهادهای حاکمیتی به این بیزینس پر سود است. هرازگاهی در رسانهها تصاویری از سولههای برخی نهادهای خاص منتشر می شود که در حیاط خلوت سازمان خود بیسروصدا در حال استخراج و ماینینگ هستند و واردات قانونی دستگاههای استخراج از یک سو و قلع و قمع کردن فعالیتهای مردم عادی از سوی دیگر، موجب میشود تا افکارعمومی اینطور تصور کند که استخراج بیت کوین باید انجام شود اما نه توسط مردم عادی و کسب و کارهای کوچک بلکه تنها گروههای خاص و صاحبان مزارع بزرگ میبایست از این ظرفیت در کشور بهره بجویند که این شیوه همچون نمونه هایش در دیگر حوزههای اقتصادی یادآور جمله معروف جرج اورول در کتاب قلعه حیوانات که میگوید: «همه برابرند اما برخی برابرتر!»
ایمان رنجکش - 16 تیر 1398

برچسب:
نویسنده: مانی زارعیان

هر چند عمر کوتاه جورج اورول به او مجال نداد تا با ذهن درخشانش بیش از این در دنیا شگفتی بیافریند اما همین دو اثر «قلعه حیوانات» و «1984» کافی بود تا کتب این نویسنده پس از هفتدهه هرسال با تیراژ بالا منتشر شود.
پیشتر روزنامه سازندگی در سرمقاله پرونده «برادر بزرگ زنده است» به دو پیشگویی پیامبرانه اورول برای عصر امروز پرداخت. اولی اشاره به اینکه کمونیسم و توتالیتاریسم جهان را فرامیگیرد هرچند که با تحولات دهه90 و فروپاشی شوروی و بلوک شرق، کمونیسم به پایان رسید اما این هیولا در ذهن روشنفکران و عوام زنده ماند.
پیشگویی مهم دوم که موضوع این مطلب نیز می باشد و با توجه به اوضاع جهان امروز واقعیت بیشتری یافت، استیلای تکنولوژی برساحت خصوصی بشر میباشد. در 1984 حکایت ساختاری هوشمند بود که میتوانست اعضای جامعه را برده خود سازد. هرمی که در راس آن برادر بزرگ قرار داشت و از طریق صفحههای سخنگو (telescreen) هم مردم را تحت نظر داشتند و هم برای تبلیغات سیاسی از آن بهره می بردند و با نگاه به جایگاه #تکنولوژی و #رسانه در دنیای امروز، کارکرد بلوغیافته آن در دنیایی است که اورول روایت می کرد.
چرا راه دور برویم. همین هفته گذشته اپلیکیشن فیس اپ بصورت گسترده و ناگهانی در جهان فراگیر شد و از سلبریتی ها و سیاستمداران گرفته تا مردم عادی آن را در گوشیهای خود نصب کرند تا پیریشان را ببینند! که درنهایت سازنده آن اعلام کرد که نام و تصاویر ۱۵۰ میلیون نفر در سرورهای این برنامه موجود است. نکته مهم در این ماجرا سیطره نامحمودی است که این اپلیکیشنها در کنار غولهایی همچون فیس بوک، اینستاگرام، گوگل و... بر اطلاعات خصوصی و ریزترین تمایلات و نیازهای ما زده اند و نکته اصلی بیتوجه بودن مردم به در دسترس قرارگرفتن اطلاعات و محتوای گوشیهایشان آن هم با تایید خودشان است.
در نوزده هشتادوچهار؛ تلویزیونی بود که رفتار و کردار اعضای جامعه را کنترل میکرد اما امروز این خود انسانها هستند که از سطحیترین تا مهمترین دادههایشان را با دستان خود تقدیم افراد ناشناس میکنند. تنها کافی است یک پویشی در قالب فان یا سرگرمی بصورت اپیدمیوار در شبکههای اجتماعی فراگیر شود و شاید در وهله اول فکرکنیم فرستادن یک عکس مگر چه تهدیدی برای ما ایجاد می کند اما این همان خوراک مورد نیاز سناریونویسان پشت پرده رسانه و تکنولوژی است که اهداف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود را به قصد تاثیرگذاری بر جوامع پیریزی کنند.
تهدیدات_تکنولوژی در کنار مزایای بسیاری که دارد باید مورد توجه قرار گیرد. تهدیداتی که بعنوان مثال به ماهرانه ترین شکل در مینی سریال آینه سیاه (BlackMirror) نمایش داده میشود و نویسنده آن با طرح این سوال میگوید: «اگر تکنولوژی مخدر است و انسان را نشئه می کند پس دقیقا اثرات جانبی این ماده مخدر چیست؟ آینه سیاه همان چیزی که شما روی هر دیوار، هر میز، کف هر دست، صفحه نمایش سرد و براق تلویزیون، مونیتور و گوشی های هوشمند میبینید.»
تهدید دیگر رشد فیک نیوز و ابزارهای دروغ پراکنی نوین رسانهای که به قصد تحریف اخبار، فریب افکارعمومی، بیاخلاقی و تکه تکه کردن حقیقت که به شبکههای اجتماعی شکل توتالیتارتر از تلویزیون بخشیدهاند و از مهندسی انتخابات گرفته تا برپایی جنگها تاثیر میگذارند و بجای آگاهی، جهل میپراکنند دقیقا شکل آئین های نفرت پراکنی برادر بزرگ در 1984.
سبک زندگی که در روایت اورول تمام زوایای مردمش زیر نظر دوربین مدار بسته قرار داشت امروز آنقدر اسناد و روشهای متفاوتی از دزدی، شنود و نظارت کاربران توسط حکومتها منتشر میشود به مانند ماجرای اسنودن یا تاثیری که فیسبوک در پیروزی دونالد ترامپ نهاد، کارکرد بردهدارانه تکنولوژی را به اثبات میرساند که کاربران حتی بدون آنکه خود متوجه باشند به سوی اهداف مدنظر صاحبان این ابزارها سوق داده میشوند.
ایمان رنجکش - مرداد 1398

برچسب:
نویسنده: مانی زارعیان
برچسب:
نویسنده: مانی زارعیان
برچسب:
نویسنده: مانی زارعیان
برچسب:
نویسنده: مانی زارعیان